![]() |
![]() |
|
| پراکنده نگاری |
|
رفتیم اما برمی گردیم
سرانجام پس از این همه بالا و پایین رفتن ،جلسه گذاشتن و حرف و حدیث تمام شد ظهر بود که برای رفتن به روزنامه آماده میشدم اما حدیث خبر داد که زودتر بیاییم چون آخرین روز است. بله آخرین روز کار در روزنامه ای که همگی پس از یک سال و نیم فعالیت در آن به یکدیگر چنان عادت کرده بودیم که با وجود اینکه همه سعی می کردند خود را شاد نشان دهند باز هم ته چهره ها نشان دهنده نگرانی و ناراحتی از پراکنده شدن تیمی بود که اینک هر یک باید به سمتی بروند. سجاد و مهدی هم آمده بودند شاید برای شیطنت و البته دلداری ما اما همه میدانیم که باز دور هم جمع خواهیم شد حتی اگر احزاب یا گروههای سیاسی باز ما را از هم جداکنند! |
|
+ نوشته شده در
ساعت 15:11 توسط ریحانه مظاهری |
|
|
تا الان هر وقت يه روزنامه يا نشريه اي بسته مي شد شروع مي كرديم به بدو بيرا گفتن به مملكت بي صاحبي كه آزادي بيان نداره و قاضي مدعي العمومي كه چشمش نمي تونه يه روزنامه واقعي رو ببينه و ......خلاصه هزارتا حرف و حديث ديگه! اما اينبار مي خوام داستان يه روزنامه اي رو بگم كه هيچ كس براي بستنش قد علم نكرده بود چون اينقدر بچه هاي تحريريه از بي حقوقي بهشون فشار اومده بود كه ديگه حس و حال انرژي گذاشتن واسه اينجا رو نداشتن. روزنامه كارگزاران كه از ارديبهشت ماه سال گذشته فعاليت خود را آغاز كرد مربوط به حزبي است كه يكي از قدرتمند ترين احزاب محسوب ميشد اما از آنجا كه آواز دهل شنيدن از دور خوش است سعادت كار كردن با اين حزب خيلي مسايل رو براي ما روشن كرد و تازه فهميديم كه چرا اين حزب به اصطلاح قدرتمند نتونسته طي سالهاي اخير قدرت خودشو نشون بده. ابتداي تاسيس روزنامه آقاي كرباسچي به عنوان مسوول حزب مسووليت روزنامه را در دست گرفت وعده ها و وعيد هاي زيادي دادند و ما شنيديم اما دريغ از اجراي يكي از وعده هاي داده شده .اما بعدها ايشان نيز به دليل اختلافات داخلي اعضاي حزب در جانبداري از فعاليت روزنامه مردد شد و هر روز مسوليت بر گردن يكي از اعضا افتاد. تا اينكه از چند ماه پيش به دليل عدم پرداخت حقوق استعفاي اعضاي تحريريه آغاز شد و اينك شايد تنها دو روز به پايان كار ما در اينجا باقي مانده باشد. اخبار زيادي درباره آغاز فعاليت گروهي ديگر از همكاران پس از ما به گوش ميرسد اما از ما به شما نصيحت اين حزب را باور نكنيد زيرا حزبي كه اعضاي آن پس از سالها به راحتي در برابر خبرنگاران ديگري را به بيكفايتي متهم ميكنند و حزبي كه سعي در مظلوم نشان دادن خود در جامعه و زدودن غبار شعارهاي ضد كارگزاراني از طريق زير پا گذاشتن جمعي خبرنگار كه تنها از سر ناچاري و نبودن روزنامه اي جدي و با اميد به فعاليت خوب در اينجا گرد هم آمده اند، دارند چگونه مي توان باور كرد كه بتوانند كشوري را به خوبي كه شعار مي دهند اداره كنند. وقتي اعضاي اصلي حزب براي كسب قدرت بيشتر در حزب با يكديگر در جدال هستند و نمي توانند براي ادامه حيات يا قطع فعاليت يك جامعه كوچك مطبوعاتي با يكديگر به تفاهم برسند چگونه مي توان قدرت تام براي اداره كشور را به آنها سپرد؟
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 13:46 توسط ریحانه مظاهری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
|
RSS
|